جمعه چهارم اسفند 1385
شلمچه
شلمچه خلاصه عشق است و قطعه اي از بهشت، شلمچه آينه ايست كه تمام جبهه با خاكهاي سرخش در آن مي درخشد و دريچه آسماني ای است كه از آن بوي رشادت و عطر دلنواز شهادت مي وزد. شلمچه تنديس زيباي عشق است كه در ميدان ايثار قد كشيده است. شلمچه شهر شهود و شهادت است. شلمچه مثنوي بلندايثار است و فرودگاه عشق و عروجگاه دل.
جمعه چهارم اسفند 1385
بانگ الرحیل
|
|
|
جمعه چهارم اسفند 1385
الا ان حزب الله هم الغالبون.....

جمعه چهارم اسفند 1385
کی با حسین کار داشت؟
یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها را درآورده بود. با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها. چه می کرد؟
بار اول بلند شد و فریاد زد:« ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت: « منم!»
ترق!
ماجد کله پا شد و قل خورد آمد پای خاکریز و قبض جناب عزراییل را امضا کرد! دفعه بعد قناسه چی فریاد زد:« یاسر کجایی؟» و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت!
چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد. فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و پرید رو خاکریز و فریاد زد:« حسین اسم کیه؟» و نشانه رفت. اما چند لحظه ای صبر کرد و خبری نشد. با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین. یک هو صدایی از سوی قناسه چی ایرانی بلند شد:« کی با حسین کار داشت؟» جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت:« من!»
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!
کتاب رفاقت به سبک تانک صفحه ۸۴
جمعه چهارم اسفند 1385
ایرونی............

جمعه چهارم اسفند 1385
منطقه آلوده به مین است وارد نشوید...........
یا حسین(ع)

جمعه چهارم اسفند 1385
بنده به عنوان شخص کوچکی از جامعه می خواهم قطعه ای از فرهنگ جبهه را در وبلاگ برای شما دوستان بیاورم.
ان شاالله شهدا کمک کنند.





