پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
عاشقانه عمل میکنیم
راستش موندم چی بگم فقط بهش یه جمله گفتم اون هم این بود : به قول شهید علم الهدی (( ما عاقلانه فکر میکنیم و عاشقانه عمل میکنیم))
بهم گفت بابا تو درست نمی شی ؟!!! بهش گفتم فقط کافیه یکبار بیای اونجا می فهمی من چی می کشم!!!

یادش بخیر اربعین توی شلمچه شهید پیدا شد
نام : حسین
رده اعزام: لشگر ۳۱ عاشورا
شهدا میخوان به ما چی رو بفهمونن؟؟؟
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
از قافله جا موندم

انگار هر سال باید یکی از دوستان آسمونی بشه
شش آذر ۸۵ اکبر آسمونی شد
شش اردیبهشت۸۶ امیر آسمونی شد
.......... با دعای شما انشاءالله مرتضی هم آسمونی بشه
بچه ها دعا کنید که از قافله جا موندم
توی این شهر گناه تنهای تنها موندم
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
امیر اسدی هم آسمانی شد
امیر درحین پاکسازی میادین مین برای همیشه به بچه های گردان تخریب پیوست .
شادی روحش صلوات

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
تشکر
خواهر عزیز : سمیه سه ختم (1500) صلوات
خواهر عزیز: مهسا یک ختم (۵۰۰) صلوات
برادر بهتر از جانم : ارمیا یک ختم (۵۰۰)صلوات
عزیز جانم: دلسپرده ۲۰۰ صلوات
خادم الشهدا ( خودم) فعلا ده ختم (۵۰۰۰) صلوات
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386
امروز ناراحتم
- گريه هاي نيمه شب از خوف خدا کجا و خنده هاي بي خيالي و مستانه امروزي کجا !
- بدن سوراخ سوراخ شده شهيدان کجا و بدن خالکوبي شده و... کجا !
- فرياد يا حسين(ع) از ترس شيميايي کجا و نعره مستانه از شب نشيني ها کجا !
-تکه تکه شدن بدن شهيد به وسيله خمپاره کجا و از پا در آمده توسط هوي و هوس کجا !
- سوز عطش توپ و تانک کجا و گرما و شعله سيگار و دخانيات و... کجا !
- لباس خاکي و بي رياي بسيج کجا و لباس هوي متال و رپ کجا !
- سوز و سرما و برف کردستان کجا و سوز و سرماي زمستان در کوچه ها از بي خانماني کجا !
- جنون و موج جبهه کجا و مستي شراب و الکل ....کجا !
- گريه افتخار مادر شهيد از خبر شهادت فرزندش کجا و گريه ننگ خانواده معتاد از شنيدن مرگ او کجا !
- تلفات سه هزار مجروح عمليات والفجر 1 کجا و مبتلا شدن چندين هزار نفر به ايدز و....کجا !
- احيا گرفتن و شب زنده داري کجا و شب گردي و الواتي و تا صبح پاي فيلم مبتذل و....کجا !
- اسارت چندين ساله اسراي جنگ کجا و اسارت صد ساله و دربند هوي و هوس بودن کجا !
و خلاصه مجنون کجا و خانه جنون کجا !
شهيد کجا و پليد کجا !
نماز بي ريا کجا و فرياد بي صدا کجا !
اين کجا !
و آن کجا !
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386
ختم صلوات
شهادت قسمت ما می شد ایکاش
با سلام خدمت دوستان عزیز
طرح ختم صلوات جهت خشنودی روح شهدا وامام
در این وبلاگ برگزار میگردد .
هرختم ۵۰۰ صلوات

دوستان می توانند در قسمت نظرات تعداد ختم صلوات خود را درج نمایند.
شنبه یکم اردیبهشت 1386
شهادت
یاران همه جمعند
لبخندهایتان جگر ما که داغ شهادت بر دلمان مانده را آتش میزند.
اللهم ارزقنا توفیق شهادت في سبيلك
شنبه یکم اردیبهشت 1386

چقدر زیبا گفتی که کربلا رفتن خون می خواهد ـ آری این سخن تو را حال در ک کردم چون کسی که آرزوی او زیارت کربلا بود با شهادتش به خیل کربلائیان پیوست.
او کسی نبود جز علی اکبر جعفر نژاد
تاریخ شهادت : ۶/۹/۸۵
سانحه هواپیمایی آنتونف مهر آباد تهران
شنبه یکم اردیبهشت 1386
همت

همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند
شنبه یکم اردیبهشت 1386
____________حاج همّت __________
عملیات مسلم بن عقیل، ما با حاج همّت برای شناسایی می رفتیم. گاهی وقتها صبحانه نمیخوردیم. بعضی وقتها كارمان طول می كشید و مثلاً دو، سه روز می شد كه غذا نخورده بودیم! این وضع در عملیاتهای بعدی هم ادامه داشت. یك روز كه از شناسایی بر می گشتیم، به نزدیكی اردوگاه «شهید بروجردی» در ارتفاعات «قلّاجه» (بین راه اسلام آباد غرب و گیلانغرب) رسیده بودیم كه ناگهان حاج همّت دل درد شدیدی گرفت. ماشین را كنار زدیم. او پیاده شد و حالش به هم خورد. مقدار زیادی خون استفراغ كرد. بسرعت او را به اسلام آباد غرب رساندیم و در بیمارستان بستری شد. از معده اش عكس انداختند و گفتند:« زخم معده ( یا شاید هم زخم دوازدهه) پیدا كرده ای و باید از این به بعد هم غذایت را مرتّب بخوری!» بعد هم به او سِرُم وصل كردند.
(در بین عملیات، ایشان آن قدر مشغول می شد كه خیلی وقتها یادش می رفت غذا بخورد. به رانندهاش سپرده بودیم تا مواظبش باشد و نگذارد معده اش خالی بماند).
شنبه یکم اردیبهشت 1386
حاج همّت __________
حاج همّت احترام زیادی برای فرماندهان قائل بود و همیشه توصیه می كرد كه احترام آنان را نگه داریم. مثلاً مرسوم بود كه وقتی صحبت از فرماندهی كل سپاه بود، ایشان را « برادر محسن » مینامیدیم، ولی حاجی به ما توصیه می كرد كه بگوییم:« فرماندهی محترم سپاه» یا «فرماندهی محترم، آقا محسن». حاجی می گفت این احترام، آن طرف را بالا نمی برد، ولی بلندی روح و عزّت نفس خود شما را نشان می دهد.
شنبه یکم اردیبهشت 1386
ریاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا __________

این هم یه عکس دیگه از بچه های تیم
شنبه یکم اردیبهشت 1386
تف به ریا___________
یادش بخیر البته تف به ریا من نمیخواستم عکسا رو بزنم این آقا رضای ما شده خبرنگار مجبور شدیم ـــــــ این عکس متعلق به بچه های تیم روایتگری ستاد شهید آوینی هستش ۸/۱۲/۸۵ جاده بیمارستان صحرایی امام علی

