تبليغاتX
ای کاش رنگ شهر بازی ام نمیداد__ در جبهه یا زهرا مرا بر باد میداد ________سفرکرده ________

شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386

منو حلال کنید

سلامی به گمنامی شهدای گمنام

به گرمی رمل های فکه

به بلندای نخل های اروند

وبه غربت غوب شلمچه...

ممنون از همه ی شما که منو تنها نمی ذارین

اما در جواب ارمیا جون:

عزیزمن اولا طرح تله کابین یه چیزای مثل همین امنیت اجتماعی هستش که با این تفاوت

ما زیر نظر مرکز کار می کنیم و بچه ها هم با لباس مبدل در اونجا کار می کنن.

ثانیا اینکه اگه خودتو معرفی کنی ممنون میشم

ثالثا امتحانات داره شرع می شه

 رابعا مگه بچه ای که قهر می کنی به کوه و بیابون میری؟

 

اما مراسم یادواره قطعی شده

یادواره ی ۲۰۸ شهید بسیج مدرسه ی امام صادق(ع) نیروگاه قم

زمان: ۲/۳/۸۶   بعد از نماز مغرب و عشا

مکان: قم ـ نیروگاه ـ  ۱۷ متری شهید فهیمی ـ مد رسه ی امام صادق(ع)

راستی مداح وسخنران رو نمی گم

فقط اینو بدونید که بچه ها از درسشون ردن فقط برای یادواره کار میکنن

من هم شدم مسول ویژه نامه ی یادواره........

راستی

دیروز جمعه ۲۱/۲/۸۶ اختتامیه ی راهیان نور بود

جاتون خالی

مراسم توی مدرسه ی امام خمینی بود

روز قبلش آقا رضا و سلمان خان و داش کاظم

اومدن خوابگاه ما اما دیگه نمی گم چی گذشت

مراسم ساعت ۳۰/۸ شروع وبعد از قرآن وسرود ملی و پخش کلیپ

دکتر تهرانی سخنرانی کرد

بعد از اون حاج حسین اومد و بعد از اون هم

آقای طایب...

اما مو قع اهدای جوائز شد

نفر اول : یک سرهنگ بود

نفر دوم  : سردار بود

نفر سوم : مهندس بود

نفر چهارم : آقای زارع بود

اما همین که به پنجمی رسید و اسم حاج داود رو خوند

همه با هم می گفتیم

ایول ایول ـ حاج داود و ایول

تا اینکه قرعه کشی کربلا انجام شد

و باز

کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم

موقع نماز و سازندگی

راستی  همه ی بچه ها رو اونجا دیدم

 آقای کاظمی ـ آقای حجازی ـ حاج امیر - سجاد - رضا - سید شهاب- امیر حسن - مجتبی نوری- و...

فقط اینو بگم جاتون خالی

همه بودن حتی شهدا

باور کنید.

اگه دیگه بروز نشدم منو  حلال کنید چون سرم شلوغه

انشاءالله در رکاب آقا شهید بشیم

درد دل توسط خادم الشهدا در 12:38 |  لینک ثابت   •